پیش از اینها فکر میکردم خدا
خانه ای دارد میان ابرها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس وخشتی از طلا
برچسب:
نویسنده: تماشا
سكوت خويش را گم كرده ام
برچسب:
نویسنده: تماشا
جان می دهم به گوشه زندان سرنوشت
سر را به زیر تازیانه او خم نمی کنم!
افسوس بر دو روزه هستی نمی خورم
زاری براین سراچه ماتم نمی کنم
برچسب:
نویسنده: تماشا
مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است
و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
طفل معصوم به دور سر من می چرخید،
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم!!!
ای دو صد نور به قبرش بارد؛
مگس خوبی بود...
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد،
مگسی را کشتم ...!
برچسب:
نویسنده: تماشا
از این شب های بی پایان،
چه می خواهم به جز باران
که جای پای حسرت را بشوید از سر راهم
نگاه پنجره رو به کویر آرزوهایم
و تنها غنچه ای در قلب سنگ این کویر انگار روییده...
برچسب:
نویسنده: تماشا